ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
193
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
حضرت على ( ع ) هستند اسلاف آنان در كنار هواداران يزيد با صفوف طرفداران على ( ع ) جنگيدهاند . بر عهدهء مورخ دربارى است كه يا اين حقايق را مسخ كند و يا ناديده بگيرد ، جنايات را نبردهاى افتخارآميز و شكستها را پيروزيهاى درخشان بنماياند . از اين هم فراتر : هنوز مركب تأليف كتاب خشك نشده بود و از چاپ خارج نگرديده بود كه ميرزا آقا خان وزير دچار بىمهرى شاه شد و بتبعيد رفت . پس از سقوط وى مؤلف دستور گرفت تمام مواضع متعددى را كه در آن وزير و آثار ستايش انگيزش مورد تمجيد قرار گرفته بود حذف كند و به جاى تحسين وى را به باد ملامت بگيرد ؛ مسلم است كه ناگزير شدند قسمت اعظم كتاب را تجديد چاپ كنند . آرى تاريخ را اينطور مىنويسند . با وجود تمام اين نقايص آشكار باز اين كتاب داراى مزايائى پايدار است ؛ زيرا بسيارى از اعضاى زندهء طايفهء قاجار كه دورهء آغا محمد خان مؤسس سلسله را درك كرده بودند و بعضى از سران قبايل مانند رؤساى افشار و قراگزلو و غيره مورد مشاوره قرار گرفتهاند ؛ آنها به عنوان شهود عينى بعضى از وقايع و حوادث بزرگ توانستهاند مؤلف اين كتاب را در كارى كه در پيش داشته است يارى دهند . از ساير آثار تاريخى ، شاه فعلى دستور داد تا مسيوريشار تاريخ اسكندر را از منابع اروپائى و جلوس نيكلاى اول و مملكتدارى او اثر بارون كورف « 9 » را به زبان فارسى ترجمه كند ، به صورتى كه او تا اندازهاى در جريان تاريخ معاصر قرار دارد و حتى سفراى خارجى را با اطلاعات تاريخى خود به حيرت مىافكند . از اين گذشته يك نفر به نام وقايعنگار در استخدام است تا اخبار دربار و حوادث را به ترتيب تاريخ ثبت كند ( رجوع شود به : كتاب استر ) . علاوه بر اين شاه شخصا يادداشتهائى تحت عنوان « روزنامه » دارد كه آن را پنهان مىكند ، ولى من مىتوانم وجود آن را تضمين كنم . مطبعه يا « باسمه » در آغاز اين قرن توسط عباس ميرزا نايب السلطنه به تبريز وارد شد ؛ منتها اينكه حروف مطبعه به مذاق ايرانيها خوش نمىآيد زيرا اين حروف در خط مستقيم قرار نمىگيرند و گاه بالا و گاه پائين خط مستقيم واقع مىشوند . به همين دليل هم هست كه يك انجيل فارسى كه به صورت عالى در اروپا بطبع رسيده است نظرشان را نمىگيرد و آن را نازيبا مىشمارند و به همين جهت كتب اندكى به اين صورت طبع شده منتشر مىشود . ليتوگرافى يا چاپ « 10 » سنگى در عوض نضج بيشترى گرفت . در هر شهر نسبتا بزرگى يك يا چند مؤسسهء چاپ سنگى هست و در اين اواخر مقدارى از آثار لغوى ، تاريخى و شعرى و رسائل مذهبى و غيره بدين طريق بچاپ رسيده است ، و به زحمت ديگر مىتوان نسخهاى مهم و خطى پيدا كرد كه به طريق چاپ سنگى تكثير نشده باشد . بههرحال چاپ سنگى ايران جاى تكامل بسيار دارد ؛
--> ( 9 ) . Baron Korff ( 10 ) . شايستهء توجه است كه در فارسى « چاپ » به معنى دروغ و خودستائى است ؛ آدمى بىاختيار به ياد اصطلاح رايج « دروغ چاپى » مىافتد .